اتشی نودروجود اندرزدیمدرمیان محوتواندرشدیم
نیک وبداندرجهان هستی است
مانه نیکیم ای برادرنی بدیم
هرچه چرخ دزد ازمابرده بود
شب عسس رفتیم وازوی بستدیم
ما یکی بودیم باصدماومن
یک جوی زان یک نماندوماصدیم
ازخودی نارفته نتوان امدن
ازخودی رفتیم وانگه امدیم
قد ما شد پست اندرقدعشق
قد ما چون پست شدعالی قدیم
پیشه مردی زحق اموختیم
پهلوان عشق ویاراحمدیم
بیست ونه حرف است برلوح وجود
حرفها شستیم واندرابجد یم
سعد شمس الدین تبریزی بتافت
وزقران سعد اوما اسعد یم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر